و حتي تقريباً فراموش شد، هرچند گاه يك بار به اهتمام رشي (يازدهم ـ 2)، ابراهيم بن عزرا (دوازدهم ـ 1)، يهودا بن تبّـون (دوازدهم ـ 2) و پيروانش‌، لاوي بن گرشن و بالاخره در زمان‌ خود ما به‌دست العاذار بن يهودا (1857 ـ 1922) احيا گرديد.
اما سده‌ٴ چهاردهم زماني است كه زبان عبري در اسپانيا زنده است و با عربي رقابت مي‌كند. وضع را اين طور مي‌شود نشان داد، كتاب بزرگ نجومي اسحاق اسرائيلي طليطلي به عربي‌ نوشته شد، ولي به‌زودي ترجمه‌ٴ عبري منتخبي از آن به‌نام قِضُّـر يِسُد عُلَم توسط يكي از خويشانش فراهم شد. اعضاي اين خانواده به هر دو زبان مي‌نوشتند. يك خريدار ايتاليايي‌ نسخه‌هاي خطي به نام هارون كتاب‌فروش (دايرةالمعارف يهود 1، 7، 1901)، در آغاز سده‌ٴ چهاردهم هفت سال بود كه در طليطله اقامت داشت و كتاب‌هاي عربي و عبري تهيه مي‌كرد و توانسته بود فهرستي از هفتاد كتاب براي عرضه به دانشجويان پروجا ارائه دهد. اين هارون از اعضاي محفل ادبي بود كه به گرد عمانوئيل بن سليمان رومي تشكيل شده بود. برجسته‌ترين‌ زبان‌شناس اين عصر يوسف كسپي بود، كه دست كم دو رساله درباره‌ٴ دستور زبان و كتابي نوشت‌ كه در آن از ريشه‌ٴ واژه‌هاي عبري بحث مي‌كرد. يوسف در وهله‌ٴ اول يك عالم كتاب مقدس بود و دستور زبان را وسيله‌ٴ مهمي براي تفسير علمي مي‌دانست‌. او در يكي از آثار متعددش راجع به‌ موضوعات كتاب مقدس‌، به نام شُلحن كِسِف به دفاع از زبان عبري پرداخت و از لزوم خواندن‌ كتاب مقدس به زبان عبري‌، و نه به عربي يا لاتيني سخن گفت‌. اين نشان مي‌دهد كه برخي‌ معاصران او، دست‌كم بدون كمك ترجمه‌ها يا مفسران زنده‌، ديگر قادر به خواندن متن اصلي‌ نبوده‌اند. جالب است توجه شود كه براي يوسف كَـسپي ساكن‌ِ تاراسكون عربي و لاتيني در يك پايه‌ جلوه مي‌كرد. احتمال دارد عبراني شدن برخي جوامع يهودي پرونس چندان قوت گرفته بود كه‌ دربرابر زبان‌هاي بيگانه رقابت ايجاد كنند، ولي بي‌شك اين معني خارج از اين جوامع ديگر صادق‌ نبود، و براي رسيدن به‌اين مورد لزومي هم نداشت كه خيلي فراتر رفت‌. زبان عبري در ميان يهوديان‌ شمال فرانسه و آلمان تنها زبان اهل فضل بود، درست مانند لاتيني در ميان مسيحيان‌. وقتي‌ عاشر بن يَحيئيل (سيزدهم ـ 2) درحدود 1303 از آلمان به طليطله رفت‌، درآغاز زبان عبري را آن‌قدر كم مي‌دانست كه قادر به تعليم تورات به يهوديان اسپانيا نبود.1 خوش‌بختانه او فرصت‌ كافي داشت تا به‌آن زبان احاطه‌ٴ كامل يابد، چون تا سال 1327 زندگي كرد. اين وضع بغرنجي‌ است‌؛ بهترين كار تلمودي آن عصر در فرانسه و آلمان انجام شده بود، ولي براي خوب يادگرفتن‌ زبان عبري‌، شخص ناچار بود به‌آن سوي پيرنه برود. البته‌، اين وضع بي‌سابقه نيست‌، چون‌ استفاده‌ٴ علمي از زبان و كاربرد روزمره‌ٴ آن هميشه چنان‌كه بايد توأم نيست‌؛ هم‌چنان‌كه درمورد لاتيني‌


Abrahams, p. 358, 364, 1896 .1